تبليغاتX
دل نوشت زندگی زیباست - رفتیدومنوتنهاگذاشتیدآخه چرا؟

دل نوشت زندگی زیباست

ذهن سفیدگفت توتنهانیستی

رفتیدومنوتنهاگذاشتیدآخه چرا؟

سلامی به تنهایی ویتیمیه دختری گریان

بدون هیچ مقدمه ای حرفمومی زنم چون خیلی ناراحتم خیلی

۱-داداش علی اول باشماشروع می کنم چون اولین نفری بودی که بهتون پناه آوردم

من دختری۱۵ساله بیشترنبودم که شمانتونستیدکمکم کنیدخیلی زودجازدید

خیلی زودترازاونی که فکرشومی کردم.درسته من حرف ازخودکشی می زدم اما

جرات نداشتم که به پایان برسونم کارمو.آدمی که قدرت نداره هیچ کاری نمی تونه

بکنه وهمیشه ازهمه کارها عقب می مونه.من میرم داداشی ودیگه هم نمیام

ودرمورده شماودوستانتون حرفی نمی زنم وبرای همیشه به تنهایی خودم ادامه

میدم.نه دیگه تووبلاگم درمورده شماودوستانتون حرفی می زنم ونه دیگه پی ام میدم.

داداش محمدوداداش جاویدهمه این حرفهایی که به داداش علی زدم مربوط به شما

هم می شودشماهم منوتنهاگذاشتیدورفتید.

من خیلی بچه بودم که باباومامانموازدست دادم خیلی بچه بودم اینقدرکه هنوزنمی

 دونم بایدچه کاری انجام بدم وچه کاری انجام ندم.من خیلی زودراهنمایانموازدست

دادام.امابازم خداروشکرمی کنم ودوستش دارم چون سرنوشت من این بوده.

اگه من همیشه حرف ازتنهایی وجدایی می زنم چون این دوکلمه همیشه توگوشه

من زمزمه می کنن من کمک می خواستم که اینادیگه توگوشم زمزمه

نکنن.اماشماهانتونستیدکمک کنید.

مگه این خانواده ای که تازه پیداکردم مثل شماهابنده خدانبودن چرااوناجانزدن؟

چراتاآخرین لحظه کناره من هستن وهمیشه بخاطرمن همه کارانجام میدن

من فقط باشماهاچت می کردم وازاین طریق می خواستم کمکم کنیدامانتونستیداین

که کارساده ای بود نمی دونم شایدازنظرمن ساده بود.

اون خانواده همراه من دکتراومدن همراه من بم وبقیه جاهااومدن اززندگی ودخترشون

زدن وبه من رسیدن وقول دادن که همیشه بامن باشن.

من به اوناهم می گفتم که می خوام بمیرم وبرم پیشه باباومامانم ولی اوناراهنماییم

کردن وبرام توضیح دادن وزندگی روبرام معنی کردن ومن قانع شدم وازاین کاردست

برداشتم ودیگه حتی اسمش هم نمی برم.

داداشای عزیزم نیلوفرهمه شمارودوست داشت خیلی ولی

شماهانیلوفررواصلا"دوست نداشتیدوتنهاش گذاشتیدحالاهم طوری نیست من بخاطر

اون کمکی که بهم کردیدواون خانواده پیداکردم ازتون زیادناراحت نیستم ولی این حق

 بهم بدیدکه بایدازدستتون ناراحت باشمامایه کم.

درآخراین حرفومی زنم شماداداشای من دل یه بچه یتیم وتنهاخیلی شکستید

ازخدامی خوام که همیشه موفق وسربلندباشیدوهیچ وقت به کمکه کسی

نیازنداشته باشیدوهیچ وقت تنهانباشید.

حالابابقیه دوستام وخواهرام وعموم

شماهاکه همیشه بامن بودیدوتنهام نذاشتیداگه میشه نظربدیدوبگیدبرای بابای

جدیدم چی کادوتولدبخرم؟

اول بهمن تولدبابام هست اگه میشه کمک کنید؟

همتونو دوست دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1384ساعت 20:23  توسط نیلوفرتنها  |