مادر.....
سلام ![]()
يارب چه چشمه ايست محبت مادر ، كه من از آن يك قطره آب خوردم و دريا گريستم........
الان كه خوب فكر ميكنم به اين نتيجه ميرسم كه اگه دل نبود اين انسان چه چيزي رو مي تونست با سنگ مقايسه كنه ! اگه خزان نبود چطور ميتونست دل خودش رو به مهمونيه غنچه ببره ! اگه جدايي نبود چطور مي تونست فاصله ها رو معني كند ! اگه ديوارنبود چطور ميتونست زشتي ها رو پنهان كنه!
اگه پدر نبود چطور مي تونست سختي ها رو تحمل كنه و اگه مادر نبود چطور مي تونست زيبايي رو بفهمه! آري زيبايي كه با به زبون آوردنش انسان رو ياد خدا و مادر مي ندازه. مادر .... كه هر وقت آدم به عظمت و گذشتش فكر ميكنه ، به حق خودش رو بي اندازه حقير و كوچك ميبينه . گذشته ي خودش رو مي بينه كه ضعيف و ناتوان در گهواره خوابيده و گاه و بي گاه ناله سر ميده و خواب شيرين رو از اون موجود دوست داشتني مي گيره ولي او با يك دنيا بزرگواري گهواره رو تا خود صبح تكون ميده و از نازك ترين تار هاي دلش برات لالايي مي خونه .
تا به حال به اين فكر كردي كه چرا مادر، با دونه دونه اشكاش تو رو سيراب ميكنه و از تشنگي در اين كوير بي پايان نجاتت ميده! و تمام لحظات جووني و زيبايش رو نثار تو ميكنه ؟
آيا تا به حال به اين فكر كردي كه چطور ميشه اون رنج ها و درد ها و اون همه بخشندگي رو جبران كرد ؟
الان فقط ميتونم بگم ... اي آنكه وجودم از توست و روحم به خاطر تو، مرا بسوي سرزمين عشق ببر . پرواز را به من بياموز تا در اوج صفحه ي آبي آسمان پرواز كنم .
اي مادر دستهاي مهر بانت را دراز كن و دستهاي سرد مرا لمس كن كه اكنون به سوي تو اي انتهاي بي انتها پرواز كنم .
مي خواهم فاتح قله ي زيبايي و دوستي باشم ، مرا ياري كن ، ياريم كن و در زندگي الهام بخش من باش .
هرگز اندرز هاي گرانبهاي تو را از ياد نمي برم و سخنان دلنشينت را چون گوهر گرانبهايي آويزه ي هوش و گوش دارم
دستهاي پر مهرت را مي بوسم امامن کدامین دستهاراببوسم؟![]()
کدام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مامان دلم گرفته بیا خسته شدم
مامان برای کی درده دل کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مامان بیاکمکم کن ![]()
دوباره دارم برمی گردم به نیلوفرقبلی.نیلوفرتنهاوغمگین ولی دیگه دسته خودم نیست.![]()
![]()
![]()